بنام
خدا
سخت ، امّا لازم
گفتم: «چرا فکر میکنی باید برنامهی مطالعاتی خود را تغییر دهی؟»
گفت:«میدانی ؟ در برنامهی فعلی تا میخواهم گرم درس بشوم و از موضوعی که مطالعه
میکنم برداشت درست و کاملی کسب نمایم ، 75 دقیقه تمام میشود و باید سراغ درس
دیگری بروم. شاید بهترین حالت در برنامهی موجود زمانهایی است که یک فصل یا درس در
دوبازهی 75 دقیقهای در کنار هم قرار گرفته است. تازه آنهم برای یک مطالعهی خوب
کافی نیست. خوب من فکر میکنم اگر هر روز را به یک یا حدّاکثر دو درس اختصاص دهیم
حتماً نتیجهی بهتری میگیریم.»
گفتم: «نظر و عقیدهات کاملاً محترم است ولی در کار مطالعه و آمادهسازی
خود برای آزمون سراسری نمیتوان کارهای هیجانی و غیراصولی انجام داد. کاری که اکنون
در مطالعه انجام میدهی ـــ
تقسیم وقت به بازههای کوچکتر ، پرش ذهن از یک درس به درس دیگر ، تمرکز روی یک
موضوع در محدودهی زمانیّ خاص و ... ـــ دقیقاً همان کاری است که در آزمون سراسری
باید انجام دهی.
از طرفی دیگر فکر کردهای وقتی مثلاً هر
نیم روز را به مطالعهی یک موضوع و درس اختصاص میدهی ، چقدر طول میکشد تا به همان
موضوع و درس بازگردی؟ در حالی که با مطالعهی درسها در قالب وقتهای 75 دقیقهای
در هر دو روز ذهنت با تمام درسهایت درگیر است و همین موضوع سبب تمرین
،
تکرار و یادآوری بیشتر
موضوعات میشود.» اندکی سکوت برقرار شد. سپس گفت:«راستش به این موضوعات فکر نکرده
بودم. تنها فکرم این بود که آن گونه درس خواندن راحت تر
است.»
گفتم: «راحت تر و غیراصولی.
البتّه در روش 75 دقیقه ای ممکن است قدری سخت بگذرد امّا سختی است که ماندگاری را
بیشتر میکند. یا به قول سعدی، به
راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید.»